تبليغاتX
مسجد قندی | هیئت خانواده شهدا
تفسیر دعای جوشن کبیر اسم مبارک رحمن و رحیم(قسمت اول)

شرح

دعای جوشن کبیر ملاهادی سبزواری

توسط مرحوم سید محمد علی نجفی یزدی

در هیئت خانواده شهدا

شرح دو اسم مبارک

"یا رحمن "و "یا رحیم "

 الحمد لله رب العالمین ، بارئ الخلائق اجمعین ، باعث الانبیاء والمرسلین ، و الصلوه والسلام علی سیدنا وحبیب قلوبنا ، ابی القاسم  محمد(ص) وآله الطیبین الطاهرین .

"اللهم إنی اسئلک باسمک یا الله یا رحمن یا رحیم یا کریم یا مقیم یا عظیم یا قدیم یا علیم یا حلیم یا حکیم سبحانک یا لا اله الاانت الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب ."

ذکر الله

اسماء الله و ذکر الله و به اسماء خدا یاد خدا را کردن ، فقط به زبان نیست. امام(ع) فرمود: لیس ذکر الله سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر و ان کان منه بل الذکر ذکر الله عند الحلال و عند الحرام. فرمود: ذکر آن نیست که شما بگویید سبحان الله و الحمدالله ولو [که این] هم بخشی از ذکر است .لکن عمدۀ کار ،ذکر الله عند الحلال و عند الحرام است. ذکر الله آن است که عند الحلال و عند الحرام، بر خورد شما با موجودات چه جور باشد. آن ذکر حقیقی است.

 اسماء الله

موجودات عالم مظاهر اسماء الهی هستند بلکه خود اسماء موجوداتند و این اسمائی که اینجا خدا را به آن می خوانید، اینها اسمِ اسم است. اسماء الهی اعیان خارجی هستند. اسماء الهی در مرحلۀ اول الفاظ نیستند، در مرحلۀ دوم الفاظ شدند. در عالم لفظ الفاظند و در عالم خارج اعیانند. اعیان موجودات، اسماء الهی هستند که بعضی از اعیان موجودات اسماء جامعند. امیرالمومنین(ع) فرمود: معرفتی بالنورانیه هی معرفه الله .رسماً فرمود: معرفت من ـ نه معرفت ظاهری [که] چند سال است به دنیا آمدم، پدرم کیست، مادرم کیست ـ معرفتی بالنورانیه عین معرفت حق است، خود معرفه الله است. چون الله لفظی داریم و الله عینی داریم که هر دو اسم الله است. منتها این اسم لفظی است و آن اسم خارجی حقیقی است و همۀ اثرها مال آن [اسم خارجی] است. این در حقیقت اسمِ اسم است. اسم الله موجود خارجی است [و ]صاحب اثر، صاحب قدرت، صاحب علم، صاحب حیات، و صاحب وجود است. اسماء الله لفظی [از آن حیث] محترم و شریف است که ما را به آن اسماء دلالت می کند.

 حقیقت اسماءحسنای الهی

اینها اسم اسم است. اینها اسماء اسماء الله است.اسماء الله اعیان خارجی هستند. لذا قرآن که می فرماید: " و لله اسماء الحسنی فادعوه بها " 1،خدا را اسماء حسنایی است، خدا را به آن اسماء بخوانید. امام فرمود: آن اسماء مائیم. آن اسماء الحسنی مائیم. " فادعوه بها "خدا را به آن اسماء بخوانید یعنی هر چیزی که می خواهید،هر نصرتی، هر چیزی که می خواهید، به ما ارائه کنید و از ما بخواهید. لذا در دعا می گوئید: "یا محمد یا علی ، یا علی یا محمد انصرانی"، شما دو نفر مرا یاری کنید "فانکما ناصرای" شما ناصران من هستید.

مگر ناصر خدا نیست؟ چرا [اما] این مظهر ناصر است و نصرت از اینجا باید گرفته شود. "یا محمد یا علی(صلوات الله علیهما)، یا علی یا محمد احفظانی فانکما حافظای"  ، شما مرا حفظ کنید شما حافظ من هستید. شما مظهر اسم حافظ هستید. "یا محمد یا علی یا علی یا محمد(صلواة الله علیهما)، اکفیانی" ، مرا کفایت کنید، "فانکما کافیای " 2 شما دو کافیای من هستید، کافیانید برای من.

 مظهر اسم آخذ

اسماء الهی علم دارند، قدرت دارند، حیات دارند و جمعاً این است که وجود دارند. قهراً خواندنشان هم اینطوری است که از آنها تقاضا کنید و به آنها عرضه کنید. آنچه را که می خواهید به خدا بدهید، آنها از شما می گیرند و دست الله اند. گرچه موجودات دیگر هم هستند. امام(ع) به فقیر پول داد، بعد سر دست و انگشت خود را بوسید. سائل عرض کرد: یابن رسول الله! کمک کردن به فقیر [که] معلوم است [معلوم است چرا به فقیر کمک کردید] ولی بوسیدن دست چرا؟ چرا دست خودتان را بوسیدید؟ آقا فرمودند: برای اینکه دستم تبرک شد. گفت: آقا چرا؟ فرمود: قبل از آن که دستم به دست فقیر بخورد دستم به دست " آخذ الصدقات " خورد. " آخذ الصدقات"یکی از اسماء الهی است. " آخذ " است. دستم خورد به اسم " آخذ" . فقیر، از یک بعد خاک نشین است ولی از بعد دیگر این آخذ است. ممکن است اسمی دیگر هم از اسماء الهی در این شخص باشد. ولی مظهر "آخذ" است.

 مظاهر اسم الله

امام معصوم و پیغمبر اکرم (صلوات الله علیهم اجمعین) ، این بزرگان مظهر اسم الله بودند. الله اسمی است که جمیع اسماء در آن مندرج است. عَلَم است برای ذاتی که مستجمع جمیع صفات است. جمیع صفات در آن لحاظ شده و لذا اگر پول را به رسول الله (صلوات الله علیه) دادی، به امیرالمومنین (علیه السلام ) دادی این را می فرماید: الله صدقات را اخذ کرد، ان الله یاخذ الصدقات 3 ، ولی اگر به آن فقیر مستمند دادی، [در این صورت] إن الآخذ اخذ الصدقات، آخذ که خدا باشد گرفت. آن[فقیر] مظهر اسم " آخذ" است فقط و ای بسا مظهر اسم "معطی" نیست. یک وقت آدمی است که فقط می گیرد هیچ کرمی ندارد که بدهد. آن اسم " آخذ" است. ولی امیرالمومنین(ع) یا خود رسول اکرم(ص) که خدا فرمود: بگیر صدقات آنها را "تطهرهم" 4، صدقات آنها را که می گرفت، به عنوان اسم الله می گرفت که هم " آخذ "بود، هم "معطی" بود.

باید به این کلمه توجه داشت که موجودات خارجی مظاهر اسماء الهی هستند ببینید با آنها چه برخورد می کنید. اگر جایی باید به آنها [چیزی] بدهید ندادید اسم آخذ را بی اعتنایی کردی اگر جایی ولّی خدا چیزی به شما داد نگرفتید اسم معطی را توجه نکردید، بی اعتنایی کردید و نظائر این حرف را هم مقایسه کنید با این حرف.

 ادامه دارد

.............................

پاورقی:

1 ـ سوره اعراف ـ آیه 180

2 ـ مفاتیح الجنان ـ دعای فرج حضرت حجت (ع)

3 ـ أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَأْخُذُ الصَّدَقاتِ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ / سوره توبه ـ آیه 104

4 ـ خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ / سوره توبه ـ آیه 103

 


 

نوشته شده توسط سردبیر در پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 ساعت 15:51 موضوع سیدعلی نجفی | لینک ثابت


تفسیر دعای جوشن کبیر نام مبارک الغوث (قسمت پایانی)

شرح

 تفسیر دعای جوشن کبیر ملاهادی سبزواری

توسط مرحوم سید محمد علی نجفی یزدی

در هیئت خانواده شهدا

ذکر مبارک "الغوث"

(قسمت پایانی) 

اسم حقیقی !

می گوید الغوث که می گویید ، ولی عصر(ع) را صدا  می زنید . یعنی بعد از اینکه خدا را به این اسماء خواندید ، مصداق اسماء را صدا می زنید . اینها اسماء لفظی است . اینها ؛ اسماءِ ِ اسماءِ حق است . بعد از آن ، آن اسم حقیقی را دو بار صدا می زنید .

الغوث الغوث یعنی آقا ولی عصر! آقا وجه الله ! آقا مالک یوم الدین ! آقایی که  ایاب الخلق الیکم و حسابهم علیکم ! ایاب خلق به سوی شما و حساب خلق بر شماست و فصل الخطاب عندکم . عنایتی کنید آقا !

عذر خواهی درست !

فرمود : هر روز دوشنبه اعمال شما را به ولی عصر(ع) عرضه می کنند . ما که نمی دانیم کنه ذات خدا چیه و کیه ؟ ولی وقتی اعمالمان عرضه شد به آقایی ، انسانی ، ولیی، وقتی نامه اعمالمان را به دست آقا می دهند ـ در ذهن وخیالتان ـ نگاه کنید به صورت آقا ، که چه حالی به خود می گیرد ؟ صورت آقا باز می شود ؟ یا درهم کشیده می شود ؟ فرمود اذیت نکنید رسول الله(ص) را . یکی گفت : آقا ما چه اذیتی می کنیم رسول الله را بعد از وفات پیغمبر ؟ ! فرمود : با اعمالتان رسول الله (ص) را اذیت نکنید . گفت : آقا ما چگونه می توانیم اذیت کنیم آقامان را ؟ فرمود : وقتی نامه اعمالتان عرضه می شود ، وقتی در میان آن، اعمال ناشایست از شما می بیند اذیت می شود .          

همه اعمال که ناشایست است ، همه خراب است ! " اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله و المومنون ..." (1) عمل کنید خدا و رسول و مومنین عمل شما را می بینند .

خیلی کار خراب است . خدا کند به حق امیر المومنین قبل از مرگ قدری متوجه بشویم . قبل از آن که کار دیگر راه اصلاح نداشته باشد بفهمیم و عذر خواهی درستی بکنیم . مبادا ما را اینطور عرضه کنند . با این اعمال آشفته و این افکار خراب ودرهم پاشیده !

 

یک حرف حسابی !   

خدا رحمت کند آقای شفیعی را می فرمودند من فقط در منبر امیدم به آخر منبر است که دو تا کلمه ذکر مصیبت شود و یک حرف حسابی زده بشود .

رفقا ! حرف هایی که ما می زنیم باعث عقوبت است ، حرف هایی که ما می زنیم باعث خجالت است این حرف ها را نباید می زدیم که بدتر است !

اما کسی نمی گوید روضه سیـد الشـهدا و عـزای آقا را کـسی نخواند چون قابل ولایق نیست ـ قربانت گردیم حسین جان ـ به خدا قسم سزاوار است اگر هر روز صبح مجلسی باشد و فقط روضه خوان دو تا کلمه روضه بخواند ، اشکهایمان جاری شود وبعد از خانه بیرون برویم . ولی متأسفانه در این شهر آشفته که دیوانه می کند انسان را ، اصلا مجال هیچی نگذاشته است . نمی توانیم جمع بشویم . راهها دور ، متفرق ، این هم نقمتی است که به آن گرفتار شدیم . با این عمر کوتاه و با این وضع آشفته ، صبح به صبح اگر روضه خوان روضه بخواند و گوشه چشمی تر شود به خدا عملمان فقط همین است .

 

لا تحرقی قلبی !

این سنگین ترین روضه ای است که می گویند حضرت زهرا(س) را خیلی آشفته می کند، حق هم دارد ! چون سخت ترین وقت آقا بود . [ آن وقتی که ] آن دختر دست های اسب آقا را بغل کرده بود وبه هیچ وجه هم رها نمی کرد .آقا خداحافظی کرده با همه می گوید من را رها کنید بروم . گفت : آقا به خدا قسم رها یت نمی کنم مگر اینکه پیاده شوی . آقا را از اسب پیاده کرد . آقا عجله داشت برای رفتن . گفت دخترم رها کن دست اسبم را . گفت آقا به خدا قسم رها نمی کنم مگر اینکه یک لحظه  روی زمین بنشینی . آقا را نشاند .گفت : بابا یک لحظه من را بغل کن. یک لحظه من را روی پایت بگذار . آقا طفلش را گرفت . گفت : بابا یادت هست وقتی خبر مرگ مسلم بن عقیل را آوردند دختر مسلم را روی پایت گذاشتی نوازش کردی؟ گفتی اگر بابا نداری من بابای توام ؟ بابا دختر مسلم بن عقیل تو را داشت بعد از مرگ پدر ، ولی در این بیابان پر دشمن ، بعد از آنکه همه عزیزان کشته شدند ، عباس کشته شده ، علی اکبر کشته شده ، هیچکس نمانده ، چه کسی بچه های تو را از این بیابان جمع کند ؟ این را گفت و شروع کرد به گریه کردن . می گویند اینقدر آقا را آشفته کرد آقا دیگر حرفی نداشت بزند که طفل را تسکین بدهد . چه بگوید آقا ؟! هیچ چیزی برای تسکین طفل نداشت سیدالشهداء. فقط مثل کسی که التماس می کند ، صدا زد : لا تحرقی قلبی بدمعک حسرتاً مادام منی الروح فی      جسمانی . گفت : بابا من ازت تقاضا می کنم بیش از این این دل مرا نسوزان . باباصبر کن . این اشک ها را بگذار برای چند لحظه دیگر . این اشک ها را نگه دار . هنوز جان در بدن دارم . این همه گریه نکن مقابل چشم من . 

 1 ـ توبه ، 105


 

نوشته شده توسط سردبیر در سه شنبه چهارم بهمن 1390 ساعت 16:30 موضوع سیدعلی نجفی | لینک ثابت


برنامه هیئت خانواده شهدا- محرم 1390

دهه ی اول محرم

شب اول تا شب سیزدهم محرم

تاریخ: شنبه ۵ آذر تا پنجشنبه ۱۷ آذر

ساعت برنامه:

ساعت ۲۰:۳۰ : زیارت عاشورا 

ساعت ۲۱ : سخنرانی

ساعت ۲۱:۳۰ : عزداری

سخنرانان:

شب اول تا پنجم: حجت الاسلام عبدالحسین پهلوانی

شب ششم تا شام غریبان: حجت الاسلام محمدحسن سعیدی

شب های دوازدهم و سیزدهم: حجت الاسلام ایازی

مکان:مسجد قندی

نشانی: تهران- خیابان وحدت اسلامی-میدان وحدت سلامی(شاپور سابق) خیابان شهید فروزش(مهدیخانی سابق)   


 

نوشته شده توسط سردبیر در دوشنبه بیست و سوم آبان 1390 ساعت 1:28 موضوع برنامه هیئت | لینک ثابت


تفسیر دعای جوشن کبیر- الغوث(قسمت اول)

شرح

 تفسیر دعای جوشن کبیر ملاهادی سبزواری

توسط مرحوم سید محمد علی نجفی یزدی

در هیئت خانواده شهدا

ذکر مبارک الغوث

(قسمت اول )

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین ، بارئ الخلایق اجمعین ، باعث الانبیاء والمرسلین ، و الصلوه والسلام علی سیدنا وحبیب قلوبنا ، ابی القاسم  محمد(ص) وآله الطیبین الطاهرین المعصومین المقربین ، سیما بقیه الله فی الارضین  ،  روحی وارواح العالمین له الفداء .

الغوث، قطب عالم است

اللهم إنی اسئلک باسمک یا الله یا رحمن یا رحیم یا کریم یا مقیم یا عظیم یا قدیم یا علیم یا حلیم یا حکیم سبحانک یا لا اله الاانت الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب .

الغوث ، الغوث یعنی الغیاث، الغیاث یعنی الامان الامان " من عظائم الاهوال " از هول های عظیم " ومن شدة العذاب والنکال " از شدت عذاب ،  امان ازهول های عظیم بر خواسته از شدت عذاب ونکال " التی لازمتنی من قبائح الاعمال " هول هایی که پیشامد کرده است برای من از زشتی اعمالم .

"فإنه تعالی " خداوند تبارک وتعالی "و إن کان ارحم الرحمین " ولو اینکه ارحم الراحمین است "فی موضع العفو والرحمه " در موضع عفو ورحمت " لکنه اشد المعاقبین فی موضع النکال والنقمة " همین ارحم الراحمین در مکان عفو ورحمت، اگر حکمت اقتضاء کند که عفو ورحمت را به کار نگیرد و نکال ونقمت را به کار بگیرد ، اشد المعاقبین است .

و این [جا] واقعا "الغوث الغوث" سزاوار است و این که دو بار هم هست برای تکرار وتأکید است .

مطلب دیگری مرحوم سبزواری ـ این عالم بزرگ ـ " اعلی الله مقامه "  اینجا به ذکر می آورد ــ و ذکر ایشان مهم است چون ایشان هر چیز را تا اساسی نداشته باشد بیان نمی کند. ایشان خود مورد تأیید بزرگان اهل حکمت وخود حکیم است و افراد حکیم حرف های بی منطق نمی زنند ــ می گوید مطلبی که اینجاست این است " الغوث من اسماء قطب العالم" این، یکی از اسماء قطب عالم است .

 قطب عالم کیست ؟ می گوید " القطب العالم ایضاً عند الصوفیه (1) فأنهم "(یعنی) عرفا ، بیاناتی دارند وآن این است که  "قالوا الاقطاب (2) " گفتند در عالم قطب داریم ،اوتاد داریم ،ابدال داریم "والغوث  والعماد  والافراد  والنقباء  و رجال الله  وامثال ذلک من العبارات"  این اصطلاحات در میان اهل عرفان هست  .

 " و قالوا ان الکل " همه اینها که رجال الهی اند ، مردانی هستند در زمین که خداوند تبارک وتعالی آنها را قرار داده که زمین را اداره کنند " ان الکل " تمام این اسمائی که نام بردیم "الاقطاب  و الاودال  والاوتاد  والابدال  والافراد  والانقباء والرجال والنجباء ،مستمدٌ من الغوث " می گوید سر کرده همه اینها اسمش غوث است .

رجال اسماء و غوث

" و قال بعضهم " بعضی ا ز عرفا گفتند " إن لِله تعالی رجالاً"  خداوند رجالی دارد که " هم رجال ٌ اسماء" اینها اسمشان رجال اسماء است " و هم تسع وتسعون رجلا " و اینها 99 نفرهستند بر روی زمین که هر کدام از اینها مظهر اسمی و اداره کننده اسمی هستند در زمین و کار های الهی را انجام می دهند .

"و رجلٌ" غیر از این 99 نفر مرد دیگری است " جامعٌ " که جامع همه این 99 اسم است " یقال له الغوث " یکی از اسماء او الغوث است ! یکی از اسماء دیگرش الفرد است ، یکی دیگرش  القطبُ الجامع  است . 

" لا یعرفه احد من هذه التسه  والتسعین رجلا مع استمدادهم جمیعا به "  خلق که او را نمی شناسند هیچ ! این 99 نفری که مستقیم از او استفاضه می کنند هم او را نمی شناسند . در سطح آنها نیست که او را بشناسند.

غوث ، مدبر عالم    

بعد از بیان عرفا ، مرحوم سبزواری ـ این محقق بزرگ ـ " اعلی الله مقامه " می گوید " اعلم " بدان  " إن مرادهم بالغوث " می گوید می دانی مراد عرفا از غوث کیست ؟

" مرادهم بالغوث ، قائم آل محمد" مراد آقاست "صاحب الامروالزمان ، المهدی ، المنتظر(صلوات الله علیه) کما إنه یسمی عند الحکماء مدبر العالم " عند  الحکما ، اسم آقا مدبر عالم است !

" و انسان المدنیة هو المسمی بالفارقلیط کما قال عیسی(ع) نحن ناتیکم بالتزیل فاما التاویل فسیاتی به الفارقلیط فی آخر الزمان " در زمان های گذشته به آقا فارقلیط می گفتند . عیسی بن مریم(ع) فرمود ما ظاهر آیات را آوردیم و باطن آیات را آن مرد می آورد . چشم همه انبیا دوخته شده است به وجود این آقا .

" و إنما قلنا مرادهم بالغوث هو (ع) لما قال کمال الدین فی تفسیر القرآن ،لا یقرأه بالحق والحقیقة کما هو الا المهدی (ع) " می گوید آن عارف بزگ گفته است: قرآن را نمی خواند به حق و حقیقت،همانطوری که هست، الا حضرت مهدی(ع) .

قیام مهدی (ع)  مشابه قیامت

" إن الزمان دار الی أن وصل الی النقطة التی منها بدأ مطابق لان الخاتم للاولیاء هو المهدی لانه فی الحقیقة هو الخاتم للولایة والنبوة و الرسالة و الآفاق و الانفس و القرآن و الاسلام و الدین ، لان الکل موقوف علیه ، قائم به بامر الله " می گوید چرا قرآن را نمی خواند به حقیقت مگر او؟ چون او خاتم اولیاست و زمان باید بگردد ، دور بزند و دور بزند و بچرخد تا برسد به آن نقطه ای که " منها بدأ " چون که انا لله وانا الیه راجعون است ، یک رجوع کل است که آن رجوع کل در زمان قیام حضرت حجت به پا می شود . لذا قیام حضرتش را مشابه قیامت بیان کرده اند .

آیات بسیاری درقرآن هست که ظاهر آیات شکل قیامت را بیان می کند ولی امام(ع) فرمودند این مربوط به قیام حضرت حجت است . در قیامت و تامة الکبری وقایعی واقع می شود که مشابه آن و مختصری از آن در زمان حضرت حجت (ع) به پا می شود !

چه می شود در زمان حضرت حجت (ع) ؟! می گوید در زمان آقا عالم به آنجایی بر می گردد که از آنجا شروع شده . چرا ؟  برای اینکه او خاتم اولیاست و خاتم ولایت و نبوت و رسالت و آفاق و انفس و قرآن و شرع و اسلام و دین است . چرا؟ برای اینکه همه موقوف بر اوست و او قائم است به امر الله.برای اینکه او قطب عالم وجود است ! و عالم بر پا نیست مگر به آن قطب " و لا یبقی " و باقی نمی ماند " الا به " [مگر به او ] .

خلیفه الهی در نظر شیخ محی الدین عربی 

بعدحرف محی الدین عربی را می آورد " و قال الشیخ محی الدین عربی فی فتوحاته " همین شیخ محی الدین عربی ــ که در او بعضی از جهال اختلاف کردند که آیا اصلا او شیعه بوده یا نبوده ــ گفته است : " اعلم إن لله خلیفة  " خدا را خلیفه ای است که " یخرج " قیام می کند " وقد أمتلات الارض جورا و ظلما " بعد از آن که زمین پراز ظلم وجور شده باشد [ او آن را ] از قسط و عدل پر می کند .  " لو لم یبق من الدنیا الا یوما واحدا " اگر در دنیانماند مگر یک روز " طول الله ذلک الیوم " خدا آن روز را آنقدر طولانی می کند " حتی یخرج هذه الخلیفه " تا این خلیفه خارج شود " من عترة رسول الله ، من ولد فاطمه ، یواتی اسمه اسم الرسول " از عترت پیغمبر ، از ولد زهرا  و اسمش اسم رسول الله است . " و جده الحسین بن علی بن ابی طالب ، یبایع بین الرکن والمقام " در بین رکن ومقام با او بیعت می کنند " یشبه رسول الله فی الخَلق و ینزل رسول الله فی الخُلق لانه لا یکون احد مثل رسول الله فی خُلقه" در خَلق مانند رسول الله در خُلق یک درجه پایین تر از رسول الله است .                                        

اعتقاد امامیه ؛ هفت قطب ، دوازده ولی

" و أ قول " سبزواری می گوید اما من بیان می کنم " اما عند اهل الله من الامامیة " در نزد ما امامیه و ارباب حقیقت " من الاثنی عشریة "   که شیعه اثنی عشری هستند مطلب این است که " العالم یدور علی سبعة من الاقطاب " عالم هفت قطب دارد " واثنی عشر من الاولیاء " و دوازده ولی دارد " اما السبعه من الاقطاب " آن هفت قطب عالم " هم کبار الانبیاء و الرسل " بزرگان انبیا و رسل اند و این هفت نفر ، آدم است و نوح است و ابراهیم است و داوود است و موسی است و عیسی است و محمد(ص).

می گوید آن دوازده نفر از اولیا ، آنها اوصیاء رسول الله هستند که این دوازده امام اند . " اعلم " بدان که ـ " ایدنا الله و ایاک " خدا تو وما را تأیید کند ـ جمیع انبیا و رسل از آدم تا عیسی(ع) اینها مظهرند ـ ظاهر کننده ای بودند ـ از مظاهر نبوت رسول اسلام " و جمیع الاوصیاء و الاولیاء مظهر من مظاهر السید الاولیا ء " و جمیع اوصیا و اولیا هم مظهر سید الاولیا ، امیر المومنین(ع) ، بودند (بعث علی مع کل نبی سرا وبعث معی جهرا ) " وکما ان کل الانبیاء کالاقمار المقتبسین من شمس نبوت خاتم الانبیاء " همانطور که انبیا اقتباس می کردند از نور خاتم رسل ، مانند ماه که از خورشید نور اقتباس می کند " کذ لک " همین طور همه اولیا هم مانند قمرهایی هستند که کسب نور می کنند از شمس ولایت ، سید اولیا ، امیرالمومنین(ع) " و الحاصل " حاصل اینکه مدار عالم بر هفت قطب و دوازده ولی است .  

" وعلة هذه العدد اعنی التسعة عشر تطبیق العالم صوری مع العالم المعنوی ، فإن انتظام العالم صوری بالسبعة من الکواکب واثنی عشر من البروج و کثیر تسعة عشر بحکم قوله تعالی "علیها تسعة عشر" (3) و کذلک کلیات الموجـودات من العقل والنفس والاخلاق التسعـة والعناصـر الاربـعـة والمـوالیـد الثــلاثــة و الانسـان جامعٍ لـکل و کـذلک روس القبا المباشرة للتدبیر النواصی وهی الحواس الظاهرة والخمسة الباطنه "

اسم حقیقی !

خلاصه چه می خواهد بگوید ؟ می گوید الغوث که می گویید ، ولی عصر(ع) را صدا  می زنید . یعنی بعد از اینکه خدا را به این اسماء خواندید ، مصداق اسماء را صدا می زنید . اینها اسماء لفظی است . اینها ؛ اسماءِ ِ اسماءِ حق است . بعد از آن ، آن اسم حقیقی را دو بار صدا می زنید .

الغوث الغوث یعنی آقا ولی عصر! آقا وجه الله ! آقا مالک یوم الدین ! آقایی که  ایاب الخلق الیکم و حسابهم علیکم ! ایاب خلق به سوی شما و حساب خلق بر شماست و فصل الخطاب عندکم . عنایتی کنید آقا !

ادامه دارد

 تنظیم: ن. برزگر

...................................................................................................

پانوشت:

1 ـ در کلمات بزرگان مان [ مانند] مرحوم سبزواری و امثاله ، کلمه صوفی استعمال شده لکن این صوفی ، آن صوفی مصطلح نیست که مورد رد ائمه قرار گرفتند و مقابل امام(ع) قد علم کردند و می خواستند دستگاه حضرت را تخطئه    کنند .امام(ع) فرمود:"اینها حق را آلت رسیدن به باطل قرار دادند ." [اینها ] این لفظ را اصلا زشت کردند .ولی اینطور نبوده ، " الصوفیه " به معنای عرفا بوده لکن این حرف واین لفظ در نظر عموم زشت شد و عرفا این را کم استعمال کردند واسم خود را از صوفیه به عرفا تبدیل کردند . لذا مرحوم سبزواری ،مرحوم صدر المتألهین و امثالهم این کلمه را استعمال می کردند.

 2 ـ این قطب بازی هایی که در آوردند و دکانی برای خود باز کردند یک ریشه اصیلی داشته  و از اینجا در آمده .

3 ـ مدثر ، آیه 30 


 

نوشته شده توسط سردبیر در دوشنبه بیست و سوم آبان 1390 ساعت 1:2 موضوع سیدعلی نجفی | لینک ثابت


میلاد بانوی قم و قیام

حاج ناصر. ض:

طور تجلای من سینه ی سینای قم               قبله ی حاجات من بقعه ی زیبای قم

دست من و دامنت عمه ی ابن الرضا              کریمه ی اهل بیت حضرت زهرای قم 

سجاد. ن:

خاک قم گشته مقدس از جلال فاطمه           نور باران گشته شهرم از جمال فاطمه

گرچه شهرقم بودگنجینه ی علم و ادب          قطره ای باشد ز دریای کمال فاطمه

جواد. د:

            ای دختر و خواهر       ولایت           آیینه ی مادر ولایت

            بر ارض و سما ملیکه در قم           آرام دل امام هفتم

          معصومه به کنیه و به عصمت          افتاده به خاک پایت عفت

                گفتند و شنیده اند زآغاز           کز قم به جنان دری شود باز 

                 حاجت نبود مرا برآن در            قم باشدم از بهشت بهتر

       قم قبله ی خازن بهشت است           اینجا سخن از بهشت زشت است

مهدی. ر:

     ذیقعده شد و صفای ایران آمد            بر مشهد و قم دو گنج پنهان آمد

    در روز یکم کریمه ی اهل البیت           در یازدهم شاه خراسان آمد

حاج محسن. ر:

من کیستم که وصف فضل و حسن معصومه کنم

ترا همین اشاره بس چراغ راه فقهاست


 

نوشته شده توسط سردبیر در جمعه هشتم مهر 1390 ساعت 6:0 موضوع مناسبت‌ها | لینک ثابت